Articles on this Page
- 07/04/10--02:08:_توضیحاتی در...
- 07/07/10--00:56:_تاریخ "آری" یا...
- 08/01/10--23:30:_درگذشت استاد...
- 08/12/10--03:04:_اسیر اعتیاد
- 09/01/10--02:02:_« نقطه ضعف »
- 09/08/10--01:25:_مختصری در...
- 10/01/10--21:32:_« نُت سکوت »
- 10/22/10--23:16:_قالب زیبا
- 12/18/10--02:27:_درود بر هم...
- 03/10/11--00:19:_«ماهی قرمز عید»
More Channels
- Feb 23: kingdom expansion | Keyword Feed
- Feb 23: New York Whimsy
- Feb 19: kimberly mccullough | Keyword Feed
- Dec 9: caprica sci fi | Keyword Feed
- Nov 26: kells | Keyword Feed
- Jan 11: kimberleys | Keyword Feed
- Dec 9: buckethead cryptozoo | Keyword Feed
- Dec 9: brain aerobics | Keyword Feed
- Jan 17: business planning and marketing...
- Feb 4: can you love two | Keyword Feed
- Jan 29: kathy moore | Keyword Feed
- Feb 10: kelley coffee | Keyword Feed
- Jan 4: kentuckiana ghost chasers |...
- Feb 8: kids family senior and pet |...
- Dec 14: book adaptation | Keyword Feed
- Nov 26: body modification | Keyword Feed
- Feb 4: brian courtney wilson | Keyword...
- Feb 18: bryan franklin | Keyword Feed
- Nov 26: bullshxt | Keyword Feed
- Dec 9: business owners creativity |...
- Dec 9: buzzmakers | Keyword Feed
- Dec 9: canon bp 945 | Keyword Feed
- Feb 21: karen hurd | Keyword Feed
- Feb 5: kathryn kuhlman spea | Keyword Feed
- Dec 9: kbzee | Keyword Feed
- Jan 3: keep it real program | Keyword Feed
- Jan 14: ken cuccinelli | Keyword Feed
- Dec 9: kenneth chenault | Keyword Feed
- Feb 16: keyword elite | Keyword Feed
- Nov 26: kick ass movie | Keyword Feed
- Nov 26: boomkat | Keyword Feed
- Nov 26: brandon bays workshops | Keyword...
- Feb 10: both nation are in brink of...
- Nov 26: brad lancaster | Keyword Feed
- Feb 21: brenda l thomas | Keyword Feed
- Jan 10: brian bodine | Keyword Feed
- Jan 2: bridget asher author | Keyword...
- Jan 22: browncoats redemption | Keyword...
- Feb 6: buffalo ny doctor | Keyword Feed
- Dec 19: builderberg group | Keyword Feed
- Jan 10: bureaucratic washington dc |...
- Jan 16: business models content mobile...
- Nov 26: busy feature | Keyword Feed
- Jan 18: buying season | Keyword Feed
- Jan 29: cafe world | Keyword Feed
- Nov 26: california vs texas | Keyword Feed
- Dec 9: kahlil almustafa | Keyword Feed
- Jan 23: kapone | Keyword Feed
- Feb 22: karmic marketing | Keyword Feed
- Feb 6: kathie hightower | Keyword Feed
|
|
Are you the publisher? Claim this channel |
|
Channel Description:
Latest Articles in this Channel:
- 07/04/10--02:08: توضیحاتی در مورد فعالیت موسیقی و خوانندگی خودم (chan 2692267)
- 07/07/10--00:56: تاریخ "آری" یا "خیر" (chan 2692267)
- 08/01/10--23:30: درگذشت استاد محمد نوری (chan 2692267)
- 08/12/10--03:04: اسیر اعتیاد (chan 2692267)
- 09/01/10--02:02: « نقطه ضعف » (chan 2692267)
- 09/08/10--01:25: مختصری در مورد "هنرمند" (chan 2692267)
- 10/01/10--21:32: « نُت سکوت » (chan 2692267)
- 12/18/10--02:27: درود بر هم فریادان این خانه. (chan 2692267)
- 03/10/11--00:19: «ماهی قرمز عید» (chan 2692267)
من به خوانندگی در مقیاس حرفه ای و نوازندگی گیتار کلاسیک در مقیاس آماتور و ذوقی میپردازم.
تا چندی قبل از خواننده های دیگر بازخوانی میکردم و وام میگرفتم.تا اینکه آهنگ "اوز" که نام شهر من است را از سروده های سرکار خانم "فروغ هاشمی" شاعره ی بنام شهرمان،و با آهنگسازی خودم و نوازندگی دوست عزیزم آقای "شجاعت شفایی"(تنظیم کننده ی آهنگ هم اتاقی)که کار آهنگسازی و تمرین را ظهر به مدت تقریبا 2ساعت تمام کردیم و شب در دانشگاه پیام نور اوز از سوی صدا و سیمای استان فارس از اینجانب فیلمبرداری شد(در حضور جمع برای ضبط برنامه ی جنگ شهرستان ها)و به اکران رسید.
در حال حاضر مشغول ضبط آهنگی به آهنگسازی خودم،تنظیم از جناب آقای "رضا احسانی پور" و شعر بسیار زیبا و معروف استاد "فریدون مشیری" با نام "کوچه" و به نوازندگی ساز های زنده: 1.ویولن در نوع استرینگ و آلتو آقای "پیام تونی" 2.گیتار باس آقای "پوریا میرمطهر"هستم که مراحل پایانی را طی میکند.دو کار دیگر در دست ساخت دارم با نامهای "اعتیاد" و "نت سکوت".
شعر "نت سکوت" از سروده های خودم است و شعر "اعتیاد" یک شعر نیمه تمام از یکی از دوستان است که این شعر را در پست بعدی در وبلاگ خواهم گذاشت تا از سلیقه و استعداد دوستان وبلاگ هم برای تکمیل این شعر استفاده کرده باشم.
در ضمن از دوستانی که ترانه های خود را در اختیار این حقیر برای امر آهنگسازی و خوانندگی قرار دهند،کمال تشکر،استقبال و همکاری را مینمایم.
درود بر دوستان هم فریادم.
در پست های قبلی قول مطالب آزاد را به شما دوستان داده بودم که اکنون از شرمندگی ام نزد شما می کاهم:
من شخصا به تاریخ اعتقاد ندارم و علت آنرا از دو دیدگاه عارض میشوم :
(۱) در مورد تاریخ مرز و بومی :
1. نفس تاریخ ، برای دوری از آزمون و خطا و درس و عبرت گرفتن است. در حالی که (حداقل در کشور خودمان) بین نسلهای گذشته و حتی حال ، چنین چیزی نه دیده ام و نه خوانده ام.
2. تاریخی که در سایه ی قدرت زمان خودش نوشته میشده و میشود ، سرشار از دروغ و تملق بوده و هست. (چه در بزرگ نمایی کاه و چه در کوچک نمایی کوه). صاحبان قدرت ، تاریخ را به نفع خود قلم میزده اند و میزنند. پس از برکناری هر قدرتی ، دولت بعدی به کتمان تاریخ قدرت قبلی می پردازد و جالب اینکه این امر در مورد خودش نیز پس از برکناری صادق میشود.
3. تاریخ ، پدیده ایست مرکب از " درس دادن و عبرت نگرفتن مردم " و هیییییییچ نوآوری در او یافت نمی شود.
تاریخ ، تکراریست بدور از معجزه ولی من عاشق "معجزه" ام.
"معجزه" چیزیست که "ادبیات" هر روز و هر دقیقه به من هدیه میکند....
(۲) در مورد تاریخ شخصی :
در تاریخ شخصی ، همگان سعی دارند با حقیر کردن دیگران و سندیت بخشیدن به خود ، از موقعیت بالاتر اجتماعی برخوردار شوند. برای مثال کسانی که برای خود ، فامیل و یا طایفه به تحقیق می پردازند و اقدام به چاپ شجره نامه در مورد گذشتگان خود میکنند تا بگویند که "ما که هستیم و که بوده ایم" . غافل از اینکه نمیدانند "داشتم داشتم حساب نیست......." و یا نشنیده اند که "پسر نوح با بدان بنشست......." .
این احساس ، در کنار حسهای قدرت طلبی و ثروت طلبی بصورت بالقوه در هر انسانی نهفته است و (متاسفانه) این معنای صحیح "اصالت طلبی" است.
در مورد غلط مستعمل "اصالت و اصالت طلبی" در آینده در وبلاگ اینجانب مسائلی به عرض خواهد رسید.
بدرود .
آسمان تیره ی موسیقی امروز ایران زمین ، اندک ستارگانی دارد که متاسفانه دیشب یکی از آن ستارگان آخرین چشمک زیبایش را بر زمین انداخت و شهابی شد و پر نورتر از چشمک هایش ، سوخت.
درگذشت تاثر برانگیز استاد مسلم خوانندگی و موسیقی و نت ، "محمد نوری" بر تمام ایرانیان و دوستداران آن استاد تسلیت باد.
یادگار بود و ماندگار شد.

درود بر دوستان هم فریادم.همانگونه که قبلا گفتم شعر اعتیاد که یکی از ترانه های در دست ساخت اینجانب است را در وبلاگ قرار داده ام تا از نظر شما بزرگواران درتکمیل این شعر که موضوعی اجتماعی و بسیار مهم دارد هم استفاده کرده باشم.علت این تقاضای مشارکت را چنین بیان میکنم که موضوع اعتیاد،موضوعی ست که هر کسی در مورد آن دیدگاه متفاوت و تازه و احساسی مخصوص به خودش دارد و مایل به مشارکت افکار عمومی درین شعر هستم.در هیچ کجای دنیا حتی کشور خودمان هیچ کس را به علت سرماخوردگی ، آنفولانزا ، ایدز و حتی بیماری های مسری همچون جوزام زندانی نمیکنند بلکه تحت مراقبت های ویژه و در محل های خاص قرار میدهند.ولی در کشور ما یک بیمار معتاد را زندانی میکنند.در مورد بیماری ها مسئولین سعی در جلوگیری از ورود عامل بیماری و مهار آن مینمایند ولی در مورد اعتیاد ... .در این شعر حرف برای گفتن زیاد است که این زحمت را واگذار میکنم به عهده ی شما دوستان هم فریادم (حتی مصرعی و بیتی).
نام دوستانی که در این مهم ، مرا یاری می نمایند را هم به عنوان شاعر معرفی خواهم نمود.(حتی بصورت اشتراکی)
"شعر نظریه "ی شما را هر چند کوتاه بر دیده ی منت می نهم و استفاده میکنم :
"اسیر اعتیاد"
باز ازین گلایه ها
سینمو غم میگیره.
از تو پنهون نکنم
داره گریم میگیره.
یه جوون بی رمق
افتاده کنار جوب
دلتون آی آدما
آخه سنگه یا که چوب؟
نمیدونن چی میخواد
یه هوا ، یه اعتماد؛
چی میخواد بجز منو ،
چی میخواد بجز تو رو ،
یه اسیر اعتیاد .
پای افیونو کی باز کرد
میون گرمی خونه؟
این که داره جون میذاره
آدمه ، از خودمونه.
این مریض و بی گناهه
چاره ی مرض دوائیست
چاره ی مرض دو چیزه
مردنه ، یا که شفائیست.
وقتی پنجه های شب
اونو زنجیرش میکرد
وقتی بیکاری و فقر
اونو تحقیرش میکرد؛
وقتی هیچ کسو نداشت،
بی کسی پیرش میکرد؛
وقتی حرفای دروغ
روز و شب سیرش میکرد،
کاشکی یکّی می اومد
منو محکومم کنه
از تمام زندگی
منو محرومم کنه.
حالا میگن آدما
به یه بی گناه ، لجن
اینو حتما میدونی !
باعثش "تویی" و "من".
« نقطه ضعف »
نقطه ی ضعف هنر دوست ،
دل نازک اوست .
غلط است ،
ضربه زدن بر سر و پا و تن و پوست ؛
نقطه ی ضعف هنر دوست ،
دل عاشق اوست .
فروردین1386
درود بر دوستان.
هنرمند قوی تر از آنست که با بادی بلرزد ولی این سخن در زمان جنگ صحیح است که هنرمند دوست و دشمن خود را میشناسد. واژه ی "دشمن" معنای مخاطبی رو در رو برای هنرمند دارد و واژه ی "جنگ" معنای نبرد تن به تن. هنرمند موافق است با سخن اندر پرده و ایهام ولی مخالف است با صحبت پشت پرده و غیبت . هنرمند از هر محفلی ، فعالیتی ، با مردم بودنی و در کل از هر حق گویی و حق طلبی بازداشته شود ، همچون رودی از میان صخره ها راه عبور خود را پیدا میکند و به قول معروف می گویند :یا راهی خواهد یافت و یا راهی خواهد ساخت.
ولی زمانه ی نامردی و نامردمی است.نه دشمن معنای رو در رویی دارد و نه جنگ معنای تن به تن. دشمن و سخن بجای اندر پرده گویی به پشت پرده گویی مبدل گشته اند.
در یکی از قسمتهای فیلم "میرزا کوچک خان"در اوایل شروع حرکت جنگل ، یکی از فرستادگان انگلیس نزد میرزا کوچک خان آمد و به او وعده ی پست و مقام داد و او را ازین حرکت منع کرد ولی با مخالفت میرزا روبرو شد.در پایان فرستاده ی انگلیس یک اسلحه ی کمری (موزن)را بیرون آورد تا بعنوان هدیه به میرزا بدهد.همراهان میرزا احساس خطر کردند و بر او اسلحه کشیدند.فرستاده ی انگلیس گفت:نترسید این برای هدیه است.دولت انگلیس هنوز تصمیم نگرفته که میرزا کشته شود.هر وقت تصمیم گرفته شد که میرزا کشته شود، "" او کشته نخواهد شد مگر بدست یکی از یاران نزدیک خودش "".
و متاسفانه چنین شد.
کار هنرمند هم با چنین افرادیست.
پایدار باشید.
« نت سکوت »
درین شروع فاجعه ،
درین زمانه غریب ؛
عجب نمایشی شده
نمایش گل و فریب .
یکی به ساز روزگار ،
یکی به ضرب زندگی .
یکی سکون گزیده و
یکی دگر دوندگی .
یکی بزرگ همچو شاه
یکی به عشق بندگی ؛
یکی همیشه مهربان
یکی پی برندگی .
یکی به سیم آخر و یکی به سیم سُل زده .
به خط حامل زمین
نُتی به مرگ زل زده .
تو مهر و مه، تو ابر و باد
نُت و طنین و امتداد ؛
خدا به صورتت ببین، چه روحی از ترانه داد .
به پای خود مرا ببین ،
نُتم، ولی نُت سکوت ؛
شبم، شبی پر امتداد ؛
رخم چو طرحی از مداد .
زمین، زمان، شعور و شعر ،
همیشه در نگاه توست ؛
به خط حامل زمین، به سان تو نُتی نرست .
بیا بشین کنار من ؛
ز ما، جهان جوان شود
کنار تو نُت سکوت ،
ببین ترانه خوان شود .
آذر1388
تقدیم به دخترم غزلبانو
" قالب زیبا "

چه زیبا می شوی وقتی که می خندی .
چو رویا می شوی وقتی که می گریی .
حدیث آن لب و لبخند تو با من عزیزم ، دُخمَل بابا ؛
حدیث روزهای تلخ و شیرین است ؛
حدیث لحظه های شاد و غمگین است .
خیال اینکه یک لحظه ،
فقط یک ثانیه من باشم و تو نه ،
مرا نابود می سازد ...

تو ای شه قالب اشعار ایرانی ،
چه زیبا می نوازی چون ویولن ؛
زمان گریه پرسوزی و وقت شادمانی ضرب پرشوری .
ز کنج ناخودآگاهم برایم واژه می آری ،
چه سوزنده .
ز عمق دل برایم شعر می سازی ،
فروزنده .
(موزیک متن اگر سوز ویولن باشد و همگام با آرپژ ،
که گر گیتار باشد یا ویولن ، بهتر از بهتر ،
خدا هم دل به شعرم میدهد ، شعر من کافر .)
قصیده با بلندایش کم آورده به پایت ، قالب زیبا ؛
غزل ، ای هستی بابا !
ولی من در ثنایت شعر گویم ، شعر نو ، نیما .

طلوع چشم هایت بامدادان بهتر از خورشید .
و گندمزار موهایت طعام گشنگان عشق ؛
لحاف زهره و ناهید .
ظرافت های تو بین خشونت های دست من ،
حدیث پیچک و یاس است .
تماس گرمی لب های من با گونه هایت انفجار عشق و احساس است .
چه زیبا می شوی وقتی که می خندی ...
چو رویا می شوی وقتی که می گریی ...
حدیث آن لب و لبخند تو با من عزیزم ، دُخمَل بابا ؛
حدیث روزهای تلخ و شیرین است ؛
حدیث لحظه های شاد و غمگین است .
خیال اینکه یک لحظه ،
فقط یک ثانیه من باشم و تو نه ،
مرا نابود می سازد ؛
درخت عمر من را قطعه قطعه راهی کارخانه ی تابوت می سازد .
درود بر هم فریادان این خانه.
چندیست به علت مشغله ی شغلی و بعد از آن ، خوانندگی ، از الطاف دوستان دور مانده ام.
در آینده ای نه چندان دور ، با خبری جدید و دست پر به خدمت خواهم رسید.
بدرود
توی دنیا به حال دو چیز بیشتر از همه چی دلم می سوزه: یکی جوجه رنگیای سر خیابون،یکی ماهی قرمز عید.نمیگم همشون،ولی عاقبت اکثرشون مرگه.اونم توی چه وضعیتی.تازه مرگشون به خاطر چی؟(جواب این سوال رو از خود شعر جویا بشین.)
چند سال پیش موقع عید دولت از مردم یه تقاضای فرهنگی کرد و اون اینکه از مردم خواست بجای "گندم" از حبوبات مانند عدس و غیره واسه ی سبزه ی سال نو استفاده کنن(کلی صرفه جویی در گندم).حالا من هم به عنوان یک ایرانی و عاشق فرائین ایران زمین(نه تنها انسان دوستانه،بلکه موجود دوستانه)،از دوستان خواهشمندم از امسال "ماهی قرمز عید" رو از سفره های هفت سینمون حذف کنیم تا بیخود و بی جهت قربانی شادی ما نشن. "فریاد"
«ماهی قرمز عید»
پـیر مفلوک زمستان کوله بارش را ببـست ؛
تخت سلطانی خود خالی گذاشت ،
نوجوان سبزپوش سال بر جایش نـشست .
می رسد نوروز کم کم از سفر ،
هـفت سین بر سفره چون تاجی به سر .
نُـقـل هر محفل سرور این سخن :
« نرم نرمک می رسد اینک بهار » ؛
این، فقط در گوش مردم خوش بود ؛
« خوش به حال روزگار » .
در میان هفت سین، قلبی غـمین ،
می تپد در سینه ی ماهی تنگ ؛
ممتد و بی وقفه می گوید سخن ،
هر کسی پنداردش بی حرف و گنگ .
اول هر سال پیوندد به جمع
انجمن شادست از او، می سوزد او مانند شمع .
•
نُـقـل هر محفل سرور این سخن :
« نرم نرمک می رسد اینک بهار » ؛
گفت ماهی با خود :
« خوش به حال روزگار » .
باز هم وقت سخن گفتن شد .
قصه گفتن از دل پر درد خود ؛
در میان مردمی کز شدت شادی کر اند .
حرف من با گوش جان نشنودنی است ؛
نیست آنکس که به حرفم گوش دل بسپارد :
مادر از من دور است ،
بر پدر رحمت باد ؛
مادرم پـیر و ضعیف است و پـدر ،
صید کردش صیاد .
غصه ی دوری من ،
مادرم را پـیر کرد ؛
شـیوه ی مرگ پدر منْ را بـسی دلگـیر کرد .
طاقت گفتن این حرفم نیست ،
تو نمی دانی که نعش زنده یاد ،
آدم بیرحم آزاده کشی را سـیر کرد .
سرختن ماهی عیدم ،
خانه ام دریا بود ؛
یا کمی کوچکـتر ،
جویباری یا رود .
خانه کوچک یا بزرگ ،
شاد بودم زانکه آزاد و رها می زیستم ؛
خانه خالی از هراس و قصه ی برّه و گرگ ،
شاد بودم زیر بار منت نامردْ دیگر نیستم .
بهر شادی و رفاه مردمی ،
یک نفر بایست قربانی شود .
خار را از بهر خود، گل را برای دوستان ،
برگزیند. لاجرم مانند من محبوس و زندانی شود .
بنگـریدم، بهـر شادی شما محبوسم ؛
زندگی بر من حرام است و پر از کابوسم ؛
از غم کاخ بلورین عاقبت می پوسم .
سرختن ماهی عیدم، مظهر شادی و شور .
شادی ام، آزادی ام را به چه کس بخشیدم ؟
به شما ای قدرنشناسان مست از شادی .
مردن من بعد هر عیدی به پـیش دیدگان کورتان بی حکمت و سنجش نیست .
بنگـریدم، بشنویدم این دهان بیهوده در جنبش نیست .
بخشش شادی و آزادی من بر باد رفت ؛
ای دریغ از مردمان یک ذره مهر ،
قدر این بخشش دگر از یاد رفت .
•
عـیدها رفت و دوباره عـید در راه است باز ،
قصه ی ماهی شود باز از سر نو آغاز .
نُـقـل هر محفل کماکان این سخن :
« نرم نرمک می رسد اینک بهار » ؛
تسلیت بر سرختن ماهی عید ،
« خوش به حال روزگار » .
پنج شنبه 6بامداد 4/12/1379